محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
494
مخزن الأدوية ( ط . ج )
شحم نر ماده گرمتر از بز نر و شحم شير گرمتر از همه و قوّت تحليل و حدت آن زياده و لهذا در ابتداى اورام استعمال آن جايز نيست و در انتهاى اورام صلبه و مزمنه نافع . افعال و خواص آن : بهترين شحوم شحم خوك است در نضج و تليين اورام حاره و قرحه امعا و تسكين اوجاع و غوص در اعماق بدن پس شحم بط نيز سريع الغوص است با لزوجت پس پيه گرده بز ماده جهت قرحه امعا و لذع معاى مستقيم و لهذا مسكن اوجاع و جالب نوم است و پيه خرس جهت داء الثعلب و پيه مرغابى جهت خشونت زبان و ورم رحم و امعا و چون با برنج پخته شود جهت قرحه مثانه و اكتحال پيه ماهى نهرى كه از حرارت شمس گداخته باشند با عسل جهت تقويت باصره و بحرى آن را انفع گفتهاند و پيه افعى جهت نزول ماء در چشم مجرب و پيه كركس و جوارح طيور وحشى جهت اوجاع مفاصل و پيه شير جهت تقويت باه نافع و ضماد يك درهم از موم و زفت و شحم گاو نر با شحم بچه گاو و يا شحم بز نر يا شحم بز ماده و يا شحم خنزير جهت نضج و تفتيح اورام و دماميل بهترين دوايى است و شحم خنزير جهت اطفال و زنان و كسانى كه گوشت بدن ايشان نرم باشد بهتر و شحم ثور از براى مفلوجين و حصادين و جميع اعضاى يابسه صلبه جهت زيادتى تحليل آن انفع و گفتهاند كه چون از عضوى موى آن را بكنند و پيه افعى را بجاى آن بمالند ديگر در آن عضو مو نرويد و اصلى ندارد و شحم اوز و شحم دجاج نمك سود جهت تحليل اورام رحم نافع و شحم فيل و ايّل را چون لطوخ نمايند جهت طرد هوام نافع و شحم تيس هندى كه به هندى پير و به مازندرانى زيل نامند از انفع ادويه است براى فالج و خوردن شحم مغثى و مرخى معده ، مصلح آن در محرووين سكنجبين و آب ليمو و امثال آن و در مبرودين زنجبيل و نمك و مانند آن . بدل آن : در جميع افعال روغن زيتون و از آن بهتر است . فصل الشين مع الراء المهمله شراب مروق به ضم ميم و فتح را و واو مشدده و قاف . ماهيت آن : خمرى است كه نان ميده و بكسمات در آن خيسانيده بعد از شش ساعت صاف نمايند و بخورند كثير الغذا و موافق ناقهين است . شربين به ضم شين و سكون راى مهمله و كسر باى موحده و سكون ياى مثناة تحتانيه و نون لغت فارسى است به يونانى قادرس و به فرنگى سندر و به لغت ( اسلامآباد و چاتكام نيز گويند كه مضاف بنگاله است ) « 1 » كرجن نامند . ماهيت آن : از اصناف سرو است برگ آن از آن عريضتر و ثمر آن شبيه به بار سرو و از آن كوچكتر و قطران حاصل از آن بهترين قطرانها است و بعضى آن را از اقسام صنوبر دانستهاند و بسر و اشبه و از آن كوچكتر و در اصفهان معروف به درخت نوش است و قسمى ديگر از آن كوچكتر و خاردار و ثمر آن به قدر گردكان و آن را عرعر برّى نامند و گفتهاند درخت شربين تا پنجاه سال مىماند و در كتاب فرنگى مصور ديده شد نوعى را كه ثمر آن شبيه به ثمر كاج و بزرگتر از آن بود و شاخهاى آن متراكم پر برگ با برگهاى باريك اندك بلند . طبيعت اقسام آن : در اول سيّم گرم و خشك . افعال و خواص آن : آب مطبوخ شاخ آن جهت قروح ظاهر و باطنى و سستى اعضا و ضعف معده و جگر و رياح غليظه و با طلا جهت آشاميدن ارنب برّى و لعوق آن جهت داء الفيل و به دستور لطوخ آن و نطول آن جهت منع ريختن موى و رفع قمل و تحليل اورام و امراض مقعده و رحم و مضمضه به طبيخ برگ و ثمر آن با سركه جهت درد دندان و ضماد آن جهت خناق و ورم لوزتين و با نمك جهت نهش مار شاخدار و ذرور آن جهت رفع نزف الدم و اعيا و التيام قروح و خوشبويى رايحه بدن و احتقان به طبيخ آن جهت كشتن ساير ديدان مؤثر و ثمر آن قابض و مدر بول و مخرج مشيمه و جهت سعال رطوبى و علل كبد و گزيدن ارنب برّى نافع و لطوخ ثمر آن با شحم ايّل و با مغز سر آن بر تمام بدن جهت عدم مضرت هوام موذى نافع و مورث صداع و هزال ، مصلح آن فواكه ترش و گشنيز است و احوال قطران آن در حرف القاف مع الطا در قطران مذكور خواهد شد ان شاء الله تعالى و اهل بنگاله و فرنگ قطران آن را كه روغن كرجن نامند بر چوبهاى عمارات و كشتىها براى محافظت از كرم خوردن مىمالند و داخل رنگها نيز نموده بر كشتىها مىمالند . شراب اسم اصطلاحى خمر است و نيز شراب را بر شربت معمول مطبوخ آب ميوهها و يا ادويه رطبه و يا يابسه در آب پخته صاف كرده با شيره نبات و يا قند و يا عسل و يا مانند آنها به قوام آورده اطلاق مىنمايند . شريفه به فتح شين و كسر را و سكون ياى مثناة تحتانيه و فتح فا و ها آن را اسيتاپهل نيز نامند . ماهيت آن : اسم هندى ثمرى است هندى شبيه به ثمر صنوبر كه
--> ( 1 ) . اسلامآباد چاتكام كه مضاف بنگاله است : ب